
شاه محمد ”پردل“ فرزند علی محمد در دهۀ ۳۰ در یک خانوادۀ دهقانی ”قریۀ آقا سرای“ ولسوالی ”کلکان“ کوهدامن دیده به جهان گشود. پدر پردل ”علی محمد“ چهار فرزند داشت به نام های ولی محمد، شاه محمد ” پردل“، الله محمد ”عزیز“ و فیض محمد. از جمع برادران پردل دو برادرش یعنی انجینر الله محمد ”عزیز“ و فیض محمد همسنگر و همرزم پردل شدند. این برادران همرزم پردل در جریان مبارزات سیاسی و نبرد های رهائی بخش و کار توده ای نقش فعالانه را به عهده داشته و در صف پیکار رویاروی با دشمنان مردم ستمدیدۀ افغانستان سهم بارزی را اداء نمودند. آنان با نثار خون پاک خویش و با مبارزه و مقاومت حماسی شان داستان های رزم و حماسی دیگری را با خطوط زرین برضد اشغالگران شوروی و اشغال پرستان، بطور ماندگار در صحیفۀ تاریخ آزادی خواهانۀ مردم ما ثبت نمودند. انجینر الله محمد ”عزیز“ سامائی دلیر،
چریک کوره دیده و یار وفادار فرزند انقلابی نامدار خلق ما، مشعلدار بزرگ و بنیان گذار »ساما « و رهبر جبهۀ متحد ملی افغانستان ”شهید مجید کلکانی“ همراه با مجید توسط جواسیس خادیست و رژیم مزدور، جلاد پیشه و عوامل کی . جی . بی در ”مکروریان“ شهر کابل دستگیر شدند.
پس از مقاومت حماسی بی بدیل در شکنجه گاه دشمن، این دلیران نامدار تاریخ و حماسه آفرینان مردمی در بیدادگاه دشمن پلید و جنایت پیشه استوارانه ایستاده و تا لحظۀ اعدام در اعدام گاه پلچرخی به آرمان انقلابی خود وفادار مانده و مرگ را با گردن افراشته پذیرا شده و با مقاومت و مرگ شان حماسه ای را با حماسۀ دیگری پیوند زدند. مرگ این مبارزان نستوه و نامور ضایعه ای بود برای ساما، جنبش انقلابی و مقاومت ملی مردم افغانستان و ننگ ابدی ایست بر جبین شکنجه گران، این قهرمانان و بادار اشغالگر آن سوسیال امپریالیسم شوروی!!! یاد آن حماسه سازان انقلابی گرامی و راه شان پر از رهروان صدیق باد!
از مکتب تا مدرسۀ انقلاب:
شهید شاه محمد پردل تحصیلات ثانوی خود را در لیسۀ ”میربچه خان“ به پایان رسانید . در ضمن آموزش دروس مکتب، پردل از طریق مطالعۀ کتب سیاسی به ادبیات و اندیشه های والای بشری دسترسی یافت. که در پرتو آن به خود سازی انقلابی رسید. این اندیشه های رهائی بخش راه ها و ابزار پایان دادن به فرو دستی و رنج بیکران توده های مردم را به او نشان داد. دستیابی به این گنجینۀ فکری پردل جوان را به جهان نگری علمی مسلح ساخته و این تسلیح فکری به او و همرزمانش امکان میداد تا به تاریخ، اقتصاد، سیاست و قضایای اجتماعی از منظر منافع تاریخی ستمکشان در مقابل ستمگران و از موضع انقلاب در مقابل ارتجاع بنگرند و از مسائل پیرامون دید صائب داشته باشند. شهید پردل جوانی بود پُر کار، غریب دوست، شجاع ، هوشیار، کارسنج ، با تدبیر و صادق که این خصایل او توجه همه را به خود جلب کرد. شاه محمد جوان در بین هم سن و سالان خود، محوِری بود در حال رشد و شگوفائی. وی در جوانی محبوب القلوب مردم ستمدیده اش گردید. شاه محمد در آوان جوانی با شهید مجید شناخت به هم رسانیده و تا واپسین دم به این رفاقت و همرزمی با مجید و یاران او متعهد ماند. خصایل نیک، آگاهی عالی، گوهرمتانت، صداقت، صمیمیت، ایده آلهای عالی انقلابی و تواضع و انضباط انقلابی شهید مجید باعث اعتلای فکری و شخصیتی شهید پردل شده و سجایای عالی انسان انقلابی را در وی آفرید. پس از بستن تعهد مبارزاتی با مجید و پذیرش افکار مترقی انقلابی و همسنگر شدن با وی درعرصۀ مبارزات مردمی و تشکیلاتی در بین توده ها، در مسیر یک انقلاب مردمی گام نهاد. شهید پردل در بین جوانان مکتب رَو و جوانان توده ای به کار آگاه گرانه و بسیج آنها در تشکل های توده ئی و در نهایت در یک تشکل انقلابی منضبط با اصول و موازین انقلابی پرداخت. زنده یاد پردل به عنوان یک انقلابی حرفه ای، به یکی از چهره های شناخته شده در عرصۀ مبارزات سیاسی و پیکار انقلابی برعلیه ستم گران حکومتی و نظام پوسیدۀ وقت و طبقات حاکمۀ آن و همچنان به مثابۀ یک مبارز نستوه و با اوتوریتۀ تثبیت شده در پیکار های آزادی بخش ضد تجاوز سوسیال امپریالیسم شوروی و سلطۀ استبدادی وضد دموکراتیک عمال میهن فروش آن مبدل گردید.
پس از کودتای هفت ثور۱۳۵۷ ش شهید پردل همراه با سائر همرزمان انقلابی اش و در پیشاپیش شان شخصیت فرهیختۀ انقلابی نامور، مجید اسطوره ئی، حاکمیت ضد ملی و ضد دموکراتیک را دست نشانده و زادۀ تجاوز سوسیال امپریالیسم شوروی و مخالف منافع تاریخی اکثریت توده های زحمتکش کشور ارزیابی کرده و خیزش و رستاخیز مردم را در مقابل آن منطقی و ضروری میپنداشتند. بناءً، شهید پردل و سائر شهدا تحت رهبری شهید مجید در آنزمان ضمن سهم گیری فعالانه و صادقانه در پروسۀ وحدت محافل و منسوبین جنبش انقلابی کشور که به ایجاد ”ساما“ منجر شد، برای بسیج و سازماندهی توده ها و جوانان در جهت مبارزه علیه رژیم کودتا کار تدارکاتی را در زمینه های ایدئولوژیک، سیاسی، سازمانی، کار توده ئی، امور نظامی، جوانان و... درکوهدامن، پروان و کاپیسا و سائر ولایات کشور روی دست گرفتند. رژیم ضد خلق با سراسیمه گی فراوان با خصلت ماهوی ضد دموکراتیک و سرکوب گرانه اش در تعقیب و سرکوب نیروی های انقلابی درسراسر کشور و منجمله تعقیب مجید و پُردل درمنطقه پرداخت تا بتواند عرصۀ مبارزه و کار انقلابی را برای شان تنگ تر نموده و احیاناً بتواند انقلابیون و مردم را از داشتن چنین رهبران فرزانه، نامدار و عمل ورزی محروم سازد.
ناپدید شدن و مرگ اسرار آمیز شهید شاه محمد ”پـردل“:
شهید پردل به تاریخ ۲۴ سرطان ۱۳۵۹ شمسی پس از دیدار تیم چریکی سامائی عملیات مصادرۀ خزانۀ مزدوران روس در گلبهار (در ۲۵ سرطان) و عالی ارزیابی کردن روحیۀ رزمی رفقای تیم، حوالی ظهر همان روز با گادی از گلبهار عازم سید خیل در پروان شده و بایسکلی را از خانۀ یکی از روابط تشکیلاتی ساما گرفته و با گفتن اینکه سه روز بعد بر میگردم، از راه منطقۀ بگرام عازم کوهدامن شد. جاودان یاد پردل در فاصلۀ راه میان سید خیل در پروان تا کوهدامن ناپدید گردید و هیچ و قتی هم سر قرارش با رفقایش برنگشت. برای رفتن به کوهدامن او باید مناطق بگرام تا قره باغ را طی میکرد، مناطقیکه علاوه از روس ها و مزدوران شان در پایگاه هوائی بگرام و جادۀ منتهی بدان، یک تعداد عناصر وطن فروش از قماش دیگر نیز در آن حضور داشتند.
با هزار درد، پردل پس از مجید و سائر بانیان انقلابی ساما، به عنوان بزرگ ترین اوتوریتۀ مبارزاتی ساما درمنطقه و به عنوان فرماندهی مدبر و توانا، عضو کمیته مرکزی و مسؤول عمومی نظامی ساما، در یکی از بحرانی ترین لحظات مبارزات و در اوج مبارزات نظامی ساما کشته شد و صادقانه هستی خود را وقف امر آزادی و انقلاب و آرمان رهائی توده های فقیر افغانستان کرد. بی گزاف، مردمی که او را میشناختند، شهادت شهید پردل را بزرگ ترین ضربت و نبود او را عظیم ترین خلاء برای جنبش مبارزاتی سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) ارزیابی کرده اند.
روحش شاد و یادش گرامی باد
و راه ش پر رهَرَو باد
ارسالی: ع-آقا سرایی
نقدی بر دوگانگی تاریخ نویسان در مورد امیر حبیب الله کلکانی...ما را در سایت نقدی بر دوگانگی تاریخ نویسان در مورد امیر حبیب الله کلکانی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 31