سطح پایین سواد محصلین افغانستان

خرید بک لینک

افغانستان کشوریست که سالها در آتش جنگ سوخته و این جنگها و نابسامانیهای منطقوی بالای روحیه و اذهان مردم این کشور تاثیر بسزایی گذاشته است .

اما اکنون که افغانستان یک کشور نسبتاً در حال پیشرفت و رو به ترقی میباشد و زمینه تحصیل برای هر فرد این جامعه مساعد میباشد. پس علت نداشتن علاقه، ظرفیت، و سواد کم محصلین این کشور چه میباشد ؟

حالا به چند مورد اساسی این مشکل اشاره می نمایم:

بی هدف بودن:

تهداب زندهگی هر انسان هدف آن است. اگر انسانها برای زندگی شان هدفی نداشته باشند، انسان مرده اما در قالب زنده خواهد بود. استاد علی رضا آزمندیان میگوید :

علاقه + هدف + حرکت = موفقیت

متاسفانه اکثریت محصلین از قبل هدف مشخص ندارند که مطابق آن هدف تحصیل نمایند.

تحصیل در رشته ناخواسته:

در حدود 80 % محصلین افغانستان اشخاص هستند که در رشته غیر مورد علاقه شان تحصیل می نماید آن هم به دلایل ذیل :

آزمون کانکور

فارغین صنف 12 در هر پوهنځی که کامیاب شدند در همان فاکولته به تحصیل می پردازند در حالی که چندان علاقه به آن فاکولته ندارند .به طور مثال احمد دوست دارد در اقتصاد تحصیل نماید اما در آزمون کانکور در پوهنځی علوم اجتماعی کامیاب میشود مجبور است که در فاکولته اجتماعی تحصیل نماید.

ب : خواست فامیل ها

دختر یا پسر یک خانواده علاقه به یک پوهنځی دارند اما پدر ومادر ها به دیگر پوهنځی و جبرا به فرزندان خود رشته مورد پسند خود را می خوانند همین است که محصل در رشته خود موفق نمیباشد.

اول: نداشتن مطالعه :

فرهنگ کتاب خوانی در افغانستان بسیار کم رنگ است بخصوص جوانان به خواندن کتاب علاقه چندان ندارند که شما راه موفقیت انسانها مطالعه و کتاب های متعدد میباشد.

سطح پایین درسی در مکاتب افغانستان

نخستین تهداب دانش مکتب است اما در افغانستان این دوره آنچنان که باید باشد نیست.

چون استادان غیر مسلکی به تدریس می پردازند ویا هم استادان با داشتن معاش کم درست به شاگردان مکتب تدریس نمی کنند.

نبود مکان مناسب برای شاگردان مکتب.

نداشتن لوازم درسی .

تغذیه نا مناسب شاگردان مکتب

یا تعداد زیاد شاگردان در یک صنف درسی مثلا دریک صنف که گنجایش 30 نفر را دارد در آن صنف بیشتر از 50 نفر موجود است. که این گونه صنف ها از کنترول استادان نیز خارج میباشد و به تک تک شاگردان رسیده گی نمیشود.

عدم توجه فامیل ها برای فرزندان در ارتباط مکتب درس و تربیه، خوراک و پوشاک که همه این موارد فوق سرچشمه از فقر ونا آگاهی خانواده ها میباشد .

ذهیت نارام

ذهنیت نارام نیز دلایلی دارد:

اکثریت محصلین افغاستان نان آور خانه های خود هسنتد و ذهن انها دچار اختلالات روانی گردیده که در واقع نمیتوانند به وجه احسن به درس های خویش رسیده گی نمایند.

فقر بزرگ ترین عامل ذهنیت نارام محصل میباشد.

مصروفیت های کاذب مثل صفحه های اجتماعی و صفحات مجازی و داشتن دوست های خیالی بازی های آنلاین که این موارد باعث اختلالات روانی میشود.

امروز ما شاهد این هستیم که جوانان از سن 10 الی 25 سال بیشتر از همه افراد در موبایل ها و انترنت مصروف میباشند و در اولویت همه کار های شان قرار دارد.

داشتن دوست های نا اهل :

داشتن دوست و ارتباط برای هر فرد جامعه ضروری است اما اگر در این رابطه مبالغه صورت گیرد، باعث ناهنجاری ها در زنده گی خواهد شد. چون دوست نا اهل انسان ها تغییر می دهد و آهسته آهسته انسان ها از کارهای خوب دور نموده وبه کارهای غلط سوق میدهد.

عدم امنیت :

اکنون که ما در افغانستان زنده گی می کنیم همه مردم ما از نبود امنیت در همه شهرهای افغانستان رنج می برند و دامن گیر همه مردم است، پس در چنین حالت درس خواندن بسیار دشوار است. زمانی که یک محصل از خانه به قصد پوهنتون بیرون میشود امید به این ندارد که آیا دوباره به خانه خواهد آمد یا نه؟

چون در هر گوشه و کنار این کشور معلوم نیست که چه وقت انفجار میشود ویا انتحار ویا این که اختطاف می شودیا بخاطر موبایل اش کشته خواهد شد.

نویسنده: نظیفه مطهر

نقدی بر دوگانگی تاریخ نویسان در مورد امیر حبیب الله کلکانی...

ما را در سایت نقدی بر دوگانگی تاریخ نویسان در مورد امیر حبیب الله کلکانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 65 تاريخ: يکشنبه 12 اسفند 1397 ساعت: 10:48

صفحه بندی