
نویسنده فدا محمد تورانیان
بخش اول
گذشته از کوتل خیر خانه الی استان تاریخی پروان، یعنی بین استان پروان و استان کابل، وادی سرسبز و شاداب، با مناظر طبیعی زیبا و درههای حاصل خیز را کوهدامن مینامند. کوهدامن سرزمینیست که دربین سلسه کوه صافی و هندوکش واقع شده، که بیشتر در دامن کوه هندوکش قرار گرفته است. سمت غرب آن شهرستان غوربند، سمت شرق آن سلسه کوه صافی، سمت شمال آن استان پروان و سمت جنوب آن شهر زیبای کابل قرار دارد. شکل حلقوی کوهدامن از کوه پغمان که در جنوب غرب کوهدامن قرار دارد، آغاز و همجوار غوربند، بگرام، کوه صافی، ده سبز، کوه خیرخانه، کوتل خیرخانه، دشت چمتله و باز همان کوه پغمان میباشد.
به گفتهی دانشمند کشورمان، محمدصالح گردش؛ «کوهدامن در اوستا بنام «گوذ آبشار» یا گذر آبشار نامیده شده است که این واژه امروز در نام روستایی بنام «گذر» در شهرستان «سرای خواجه» حفظ شده است.
کوهدامن یک نام فارسی دری بوده و از دو واژه ترکیب شده است: کوه + دامن. کوه به معنی بر آمدگی بزرگ در زمین که از خاک و سنگهای بسیار تشکیل یافته و نسبت به زمینهای اطراف اش بلند باشد. دامن به معنی دامان، پاین، حاشیه، کناره، دنبال چیزی، مانند دامن کوه، دامن صحرا، دامن باغ، دامن گلزار، دامن پیراهن که در اینجا هدف از دامن کوه است. به نوشتهی عبدالصمدحکیم کوهدامنی؛ «در قدیم مرکز کوهدامن شهرستان فعلی کلکان بود و منطقهی بازارگانی آن روستای بازاری بود. اکنون سرای خواجه میباشد.»

کوهدامن مربوط استان کابل پایتخت کشور بوده که در این سرزمین هفت واحد اداری وجود دارد به نام ولسوالی/شهرستان یاد میشود. که عبارت اند از: شهرستان گلدره، شهرستان شکردره، شهرستان میربچه کوت، شهرستان کلکان، شهرستان استالف، شهرستان فرزه و شهرستان قره باغ. این شهرستانها از لحاظ جغرافیایی مربوط شهر کابل پایتخت کشور میباشند. کوهدامن از لحاظ کشاورزی یک سرزمین حاصلخیز بوده و دارای باغهای انگور و آبهای طبیعی که از کوههای هندوکش سرچشمه میگیرد، به شکل جوی و جویبار، دریاچهها و چشمهها و آبشارها پاین آمده باعث سرسبزی و شادابی کوهدامن شده و کوهدامن را انگور باغ کابل نیز یاد میکنند! نظر به پژوهشهای استاد محمد صالح گردش، در تقسیمات جفرافیایی شانزده سرزمین عصر اوستا در آریانا، کوهدامن مربوط اورونت (غوربند) بوده و آبهای شهرستان شکردره و شهرستان استالف از شمار معاونین رود رنگا یا رود غوربند ذکرشده اند. باوصف این؛ کوهدامن دارای چاههای عمیق و کاریزها نیز میباشد که در مناطق پاینی دامنههای کوهدامن برای آبیاری از آن استفاده مینمایند. قابل یاد آوریست که کاریز یا قنات با استناد به کتاب اشک تاریخ، اختراع نیاکان هندوکوهیان/آریاییهاست. مرحوم غلام حبیب نوابی در رسالهی کوهدامن روایت میکند: شاه امانالله خان که در اروپا رفته بود در پاسخِ پرسش نامه نگاران ضمن دیگر کلیمات برجسته گفت: «در شمال پایتخت باغی است که یک (صدهزار) باغبان دارد». مناطق مختلف کوهدامن برای گردشگری مردم شهر کابل که از سایر استانهای دیگر کشور به این شهر زیبا آمده مسکن گزین شده زندگی میکنند نیز به مثابهی باغیست که از آن توصیف شده است. کوهدامن بامحصولات کشاورزی و میوههای؛ چون: انگور، سیب، زردآلو، شفتالو، انار، انجیر، ناک، بهی، سنجد، چهارمغز، توت، و بیش از بیست نوع انگور مانند انگور؛ کشمشی؛ قندهاری، حسینی، غوله دانی، خلیلی، منقه، طایفی، آبجوش، شنگل خانی و ... میباشد.
کوهدامن باداشتن اینقدر میوههای لذیز و خوشمزه واقعأ که باغ کابل و مهمان خانهی مردم پایتخت و سایر مردم کشور میتواند باشد. شاهراه کابل شمال که جنوب را با شمال کشور وصل میکند از کوهدامن میگذرد و در واقعیت، کوهدامن گذرگاه شمال و جنوب کشور نیز دانسته میشود. باشندگان بومی کوهدامن تاجیکها بوده و اقوام دیگر چون: پشتون، عرب، هزاره، وغیره نیز در این خطه ساکن شده اند. کوهدامن همیشه در حساسترین شرایط مرکز مقاومت کشور علیه اشغالگران اجنبی بوده و در نتیجه مقاومت مردم کوهدامن در کنار مبارزان ملی و آزادی خواه پروان، پنجشیر، کاپیسا و دیگر مبارزان ملی از سراسر کشوده بوده که یک بار در زمان نادرغدار از خانوادهی سلطان محمد طلایی و یک بار دیگرهم در زمان رژیم خوارج و تبهکار معاصر یا طالبان مزدور استعمار نو و کهنه به مال جان ناموس و فرهنگ این وادی سرسبز وشاداب تجاوز ناجوان مردانه و وحشیانه صورت گرفت و کوهدامن امروزی را به آتش کشیده به خاک یک سان کردند که میتوان این جنایت را به نام سرزمین سوخته مسما کرد. به هر صورت از اصل بحث دور نشویم اما پیش از آن باید گفت که کوهدامن زادگاه روحانیون، قهرمانان، دانشمندان، فرماندهان، جوانان مبارز و مجاهدین بوده است؛ همانند: امیر شهید حبیب الله کلکانی خادم دین رسول الله، غازی میربچه خان کوهدامنی، نایب امیرخان غازه یی، دکتور عبدالغفور روان فرهادی، کمال الدین بهزاد مشهور به هروی، غلام حبیب نوابی، بی بی رقیه عالم و سخنور مستور، بیرنگ کوهدامنی، شهید راه آزادی وعدالت خواهی عبدالمجید کلکانی(مشهور به مجید آغا)، شهید غلام حضرت کلکانی، شهید قیوم رهبر، شهید صمد سنگی، شهید داوود سرمد، شهید غلام فاروق سرباز. به هر صورت سخن به درازا نکشد، میپردازیم به معرفی فشردهی شهرستانهای کوهدامن.....

معرفی شهرستان/ولسوالی میربچه_کوت: سرایخواجه در گذشته حاجیخانه(منزلگاه)، کاروانسرای مردم آسیای میانه بود که در اینجا منزل میگرفتند و بعد راهی منزل دیگری میشدند. سرایخواجه که اکنون بنام میربچه کوت یاد میشود؛ مرکز کوهدامن است. از روستاهای مشهور آن گذر، مارکی، بابه قچقار، آبچکان و خواجگان میباشد. «مارکی» یا مارهکی در اصل همان ماروکی یکی از قبیلههای باختری یا آریاییهای باستان است که«استرابو» زیستگاه آنان را در جنوب تخارهای آن زمان نشان میدهد. روانشاد کهزاد، اینها را از باستانیترین قبیلههای آریایی دانسته و بنام ماروکی از آنها نام برده است. همچنان؛ «گذر» را که استاد محمد صالح گردش دیسه یا شکل مختصر «گذر آبشار»اوستایی میداند، گفته میشود نام عمومی کوهدامن در عصر اوستا بود و شامل سرزمین«اورونت» بود که در شرح نام کوهدامن بدان اشاره شد. «بابه قچقار» که نام یکی از اولیا خدا بوده و گفته میشود مزار آن حضرت در این روستا است. «خواجهگان» را خواجهگیان گویند و به معنای جای خواجهها خواهد بود که به نظر میرسد، سرایخواجه هم در اصل سرایی بوده از همان خواجهها و بعدها به نسبت خدمات آزادیخواهانهی میربچهخان کوهدامنی در جنگ استقلال بنام میربچه کوت نامگذاری شد. «دکو» نام روستاییست دیگر که شاید از نامهای باستانی و شهنامهیی باشد. در آغاز داستان سیاووش، از دشتی بهنام«دشت دغو» یاد شده که در نزدیکی مرز توران است. استاد محمد صالح گردش در پژوهشهای خود، مرزهای ایران و توران را بنابر جغرافیای شهنامهی فردوسی در غوربند، بامیان و درهی شیبر میداند و همچنان؛ سیاوشگرد در شهنامه فردوسی، دژ یا حصار سیاووش میباشد که در غوربند است و امروزه بنام«سیاگرد» مشهور است. پس اگر مرزهای ایران و توران در غوربند، درهی شیبر و بامیان باشد و دشت دغو هم در نزدیک آن؛ باید «دغو»همین«دکو» باشد. زیرا؛ دغو و دکو از نگاه ساختار فقط با ابدال واجها متفاوت شده اند و هم دغو در داستان سیاووش میاید و دگو دقیق امروزه در نزدیکی سیاگرد یا سیاوشگرد موقعیت دارد.
#استالف: استالف در ۳۵کیلومتری شمالغرب کابل و در دامنه کوههای پروان با شیب ملایم به سمت شرق قرار دارد. این شهرستان از نواحی باستانی خراسان/افغانستان است و بومیان آن تاجیکان اند. زبان مردم استالف فارسی دری و به گویش استالفی گپ میزنند. تخت مشهور استالف، زیارت ایشان صاحب و تپهی مشهور به قللدر در شورآبه از جاهای دیدنی آن است. انگور از جمله میوههای است که تا امروز به عنوان عمدهترین میوهها در کوهدامن است و شهرها، روستاها و نواحی زیادی است که ریشه در واژهی Vin یا Fin دارد. Fin یک واژهی فارسی باستان است که به معنای انگور میباشد و استالف(استافیل) به معنای جای انگور است که از غلط آنرا یک نام رومی گفته اند. «ایستا» یا ایستگاه به معنای پسوند مکان و فیل یا لف همان Fin یا Vin است که به اثر تکرار، فیل و بالاخره لف شده است. مرحوم غلام حبیب نوابی در رسالهی کوهدامن، یکی از درههای استالف را بنام مهترلام به شناسایی میگیرد؛ طوریکه: درهی مهترلام از درههای بسیار سرسبز و خوش هوا و مالک توتهای لذیذ است. ازین دره، سه درهی دیگر جدا میشود که یکی را راستدره، دیگری را چپدره و سومی را درهی حصارک گویند. و مهترلام مرکز استان لغمان نیز است که در اصل، مهتر لقب میرهای تاجیک و به ویژه بدخشانیهاست و لازم به یادآوریست که«لام» پسوند مکان است. استامه یکی از روستاهای مشهور استالف است که در این مورد پروفیسور محمد حسین یمین نگاشته است: دهکدهایست کوهی در شمال غرب استالف و در غرب استرغچ، در سرزمین زیبای کوهدامن، دارای دمای گوارا و معتدل، مردم آن سالم، تنومند و قوی هیکل اند و گمان میرود که استنبه یا استامه به همین منظور گفته شده است. استامه در اصل استنبه به معنای دیو، مردمان دلیر، قوی بازو و تنومند باشند.
پایان بخش اول
نقدی بر دوگانگی تاریخ نویسان در مورد امیر حبیب الله کلکانی...ما را در سایت نقدی بر دوگانگی تاریخ نویسان در مورد امیر حبیب الله کلکانی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 81