

نویسنده: مهندس زریالی ”پیکان“
فطرتا از اوایل پیدایش انسان که در بستر طبیعت زیست را شروع کرد خواهان سرپناه از آسیب های طبیعی ما حول خویش گردید. که حتی در روند معماری شان خواهان تسلط و مهار کردن محیط کالبدی خویش بودند.که بعدها موضوعات معنوی به موازات ساختاری و سازه های این بنا ها در تحرک آمد. منجمله خواهان وضوح معماری شهرستان کلکان از یک دورنمای بزرگ هستیم. معماری این شهرستان بومی بوده که روح آن قامت جسته از دل اهالی مردمان بود، که در این محیط مسکن گزیدند. البته معماری این شهرستان بیشتر دارای مقوله فرهنگی بوده و روح که امروز تعین کننده اشکال هندسی و کالبد این شهرستان است. یا به عبارت دیگر روحی که در کالبد های بیجان حکاکی شده نتیجه تجارب سالیان متمادی اجدادمان بوده، که هندسه معنوی این منطقه را نظر به موضوعات اجتماعی، مذهبی و فرهنگی در لایه های طبیعت به موازات اقلیمی و محیطی به امروزه ما ارث گذاشتند. فرم کلسترهای بسیط شهرستان کلکان نماد یک معماری احساس گرا با همان مواد ابتدایی و قابل دسترس محیطی شان است موضوعی که امروز در جهان مدرن خواهان تجدید دو باره آن استند. دید هنری معماری این شهرستان وضوح و کارکرد حواس پنجگانه انسان با محیط کالبدی و ماورای طبیعی شان است. یعنی از ساختمان های موجود چنین به اثبات میرسد که بجای سلطه جویی بصری و ذهنی عمدتا به معرفت محیطی و ادراکی پیوند میخورد. ساخت در فرهنگ معماری این سرا توسط بدن هدایت گردیده، همان گونه که پرنده با حرکت بدنش به لانه خود شکل میدهد. البته به نظر میرسد که معماری خشت، گل ، سنگ و چوب بومی بیشتر زاییده حس لامسه و عضلاتی باشند تا حس بینایی. هر در و دیوار این شهرستان انعکاس دهنده و تعین کننده هویت یک فضای مشارکت. صمیمیت و تعاملات اجتماعی است. که بیشتر دارای معماری پُر تحرک بافت قوی طبیعی و ساختمان های قدرتمند لامسه با لایه های طبیعت و محیط خود داشته است. نقطه جالب در پیرامون معماری این شهرستان تحسین طبیعت قابل رویت بوده که شاهد همچون فضاهای از قبیل ادغام ، تلفیق و روابط بین البینی میان فضاهای داخلی با فضاهای بیرونی ساختمان استیم. که از دید ناظر هر دو مکمله یکدیگر بشمار میرود. مردم این شهرستان زندگی خویش را محاط به شش مستوی نساخته بلکه خواهان تحرک در فضای بیرونی نظر به فصول سال هستند. درون گرایی فضا از شاخص های عمده معماری این شهرستان بوده که از داخل به بیرون امتداد یافته و تعین کننده فرم بیرونی آن میباشد. رنگ پوست و کالبد این آستانه انعکاس دهنده محیط و طبیعت ماحول خود است. کلسترهای عمومی که تعین کننده هندسه عمومی این شهرستان است عبارت از قوال قله خانه های حویلی دار کاربران این فضاها نظر به دیدگاه آسایش خویش بوجود آورنده تحرک میان فصول سال، شب و روز گردیدند. که بعد ها به تفصیل ارائه خواهیم کرد. به هر صورت امروز ژرفای هستی معماری ما بر روی لایه یخی شکننده بنا شده است. بناً در تجدید و نگهداشتن روح معماری بومی که زبان رسا و گویایی فرهنگ دیرینه ماست سعی به تلاش آریم.
نقدی بر دوگانگی تاریخ نویسان در مورد امیر حبیب الله کلکانی...ما را در سایت نقدی بر دوگانگی تاریخ نویسان در مورد امیر حبیب الله کلکانی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 39