سخن ها رفت از بود و نبودم
من از خجلت لب خود کم گشودم
سجود زنده مردان می شناسی
عیار کار من گیر از سجودم
جهان از عشق و عشق از سینه تست
سرورش از می دیرینهٔ تست
جز این چیزی نمیدانم ز جبریل
که او یک جوهر از آئینهٔ تست
پیر رومی مرشد روشن ضمیر
کاروان عشق و مستی را امیر
منزلش برتر ز ماه و آفتاب
خیمه را از کهکشان سازد طناب
ما را در سایت نقدی بر دوگانگی تاریخ نویسان در مورد امیر حبیب الله کلکانی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 55