
حالتی را تصور کنید که همه بدهکارند و هرکس براساس اعتبارش زندگي میکند. ناگهان، مردی ثروتمند وارد شهر مي شود. او وارد تنها هتل شهر شده، اسکناس 100 پوندی را روي پيشخوان هتل ميگذارد و براي بازديد اتاق هتل و انتخاب آن به طبقه بالا مي رود. صاحب هتل اسکناس را برميدارد و در اين فاصله مي رود و بدهي خودش را به قصاب مي پردازد. قصاب اسکناس را با عجله به مزرعه پرورش گاو مي برد و بدهي خود را به مزرعه دار مي پردازد. مزرعه دار، اسکناس را با شتاب براي پرداخت بدهي اش به تامين کننده خوراک دام و سوخت ميدهد.تامين کننده سوخت و خوراک دام براي پرداخت بدهي خود اسکناس را با شتاب به سوپر مارکیت شهر که به او بدهکار بود میدهد. مالک سوپر مارکیت اسکناس را با شتاب به هتل مي آورد زيرا او به صاحب هتل بدهکار بود. در اين هنگام توريست ثروتمند پس از بازديد اتاق هاي هتل برميگردد و اسکناس 100 پوندی خود را برميدارد و ميگويد از اتاق ها خوشش نيامد و هوتل را ترک مي کند. در اين فرایند هيچکس صاحب پول نشده است. ولي بهر حال همه شهروندان در اين هنگامه بدهي بهم ندارند. همه بدهي هايشان را پرداخته اند و با يک انتظار خوشبينانه اي به آينده نگاه مي کنند.
مهندس حامد اکبری
نقدی بر دوگانگی تاریخ نویسان در مورد امیر حبیب الله کلکانی...
ما را در سایت نقدی بر دوگانگی تاریخ نویسان در مورد امیر حبیب الله کلکانی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 38